اولین عکس 3*4 رامیلا
این هم عکس رامیلای عزیزم که در سن 2 سال و 6 ماهگی برای دفترچه بیمه گرفته . ولی خودمونیما با اینکه به سختی ازش عکس گرفتن خیلی خوشگل شده عکسش قربونش برم . ...
کوچولوی نازم بزرگ شده
هفته گذشته بابایی اتا رفت که دفترچه هامونو تمدید کنه که دفترچه منو خودش رو تمدید کرد ولی مال تو رو نه وقتی پرسیدم چرا گفت : مسئولش گفت باید دفترچه خانم کوچولوتون عکس دار بشه میدونی یعنی، قربونت برم یعنی دیگه خانم شدی ناز شدی بزرگ شدی . برای همین بابایی اتا تورو برد عکاسی و عکست رو گرفت که ببره و دفترچتو تمدید کنه و این برای اولین بار بود که با بابایی اتا رفتیم تنهایی عکاسی و عکس گرفتی تازه بابایی اتا گفت حسابی هم اذیتش کردی تا تونستند ازت عکس بگیرند . ...
رفتن به مهمانی
از سمت راست محمد علی - نساء - علی - مریم - نگین - زهرا بعد سه نفر وسط از سمت راست مهزیار - نجمه - حسین و اینک گل دخمل خودم رامیلا خانم این بچه ها همه نوه های مادربزرگم هستند یعنی بچه های خاله و دایی . و خانم کوچولویی که اون وسطا می چرخه وروجک منه که نتیجه است. روز جمعه من به همراه رامیلا و آنا رفتیم یکسری به زنیم خونه مادربزرگ و پدر بزرگ بنده که چون چند روزی تعطیلات بود همه نوه ها دور هم جمع شده بودن, البته به خاطر این هم بود که یکی از خاله خودم هم با دو تا از بچه هاش از تهران اومده بودن ما ه...
تولد باباجونی
روز یکشنبه 29/ 5/.... تولد باب اجون بود جاتون خالی، خیلی خوش گذشت یک جشن کوچولوی خودمونی گرفتیم شیرینی و شکلات و آجیل و پفک و چیبس و کلی چیز دیگه داشتیم. حسابی به خودمون رسیدیم شام هم دور هم هم ساندویچ داشتیم و هم خوراک مرغ خیلی خوب بود حسابی هم خوش گذشت بعد از غذا هم مامانی ژله خیلی خوشمزه خوردیم که من و مامان ساناز درستش کرده بودیم . تازه کلی هم عکس گرفتیم بعد هم من کلی رقصیدم و یک کادوی کوچولو هم به باباجون دادم . این هم ژله ای که من و مامان ساناز درست کردیم . ...







